۱۳ اردیبهشت ماه تولد وب لاگی بود با نام عشق را باور کنیم

نویسنده این وب لاگ آقای رامین هستند

من از این تولد خبر نداشتم و امروز تو کامنتهای وب لاگم دیدم که منو به جشن تولد

یک سالگی وب لاگشون دعوت کردند.

خب حالا هم زیاد دیر نیست برای جشن گرفتن و تبریک گفتن ...!

http://delkhaste_ashegh.persianblog.ir

رامین عزیز به مناسبت اولین سالگرد وب نویسیشون این متن رو نوشتند :

با عشق چیست شروع کردم ، با صدای پای آب ، سهراب به عشق رسیدم . جبران مرا به عشق فراخواند ، دستم بوی گل گرفت ، گناه آدم مرا به زمین فرستاد ، شریعتی به من آموخت که دوست داشتن بهتر از عشق است ، از نکات پند آموز چیزها یاد گرفتم ، تخته سیاه من را به خود آورد ، چه بی پروا غرورم را به مسلخکده عشق کشاندند ،  جه خوب گفت سهراب به سراغ من اگر می آیید نرم وآهسته بیایید ، یه عاشق بی قایق مرا با صدای غریب عاشق  آشنا کرد ، سیاوش مرا مثل همیشه به خیال فرو برد و زندگی را به من آموخت ، دستانت را در دستانم بگذار تا دیر نشده ، یک نامه عاشقانه ولی کمی مضحک مرا با نامه آبراهام لینکلن برد تا قلب زیبا را لمس کنم .داستان کوهنورد به من آموخت تا به خداوند در هر حالی ایمان داسته باشم و او را باور کنم .مهدی ، نامی آمیخته با پوست و استخوانمان کسی که به انتظارش هستیم تا بیاید و عاشقان را رعبری کند . راز زندگی را در دل خودم یافتم، برگ ریزان ،فصل زرد و نارنجی ، کاش می شد چون پاییز بودم ، با توام سهراب و زندگی را دوست دارم ، چه صدای آرامش بخشی دارد این رضا (صادقی) و مرا به دنیایی فراتر از دنیای خودم می برد . مصاحبه ای با خدای خودم کردم و فهمیدم که همیشه و همه جا با من است هر چند اگر من اورا فراموش کرده باشم او مرا فراموش نمی کند . لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم ، چه بازیها میکند این اخوان ثالث با این کلمات کلماتی که ما را به خلصه می برد . آه فریدون (مشیری) چه بازیها می کنند این امواج با غمها و شکوه های من کاش موجها کمی آرام بگیرند تا من هم کمی آرام

گیرم .